دوستان شرح پريشانى من گوش كنيد داستان غم پنهانى من گوش كنيد
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 23:48
دوستان شرح پريشانى من گوش كنيد داستان غم پنهانى من گوش كنيد قصه بىu200fسر و سامانى من گوش كنيد گفتu200fوگوى من و حيرانى من گوش كنيد شرح اين آتش جانu200fسوز نگفتن تا كى سوختم سوختم اين راز نهفتن تا كى روزگارى من و دل ساكن كويى بوديم ساكن كوى بت عربدهu200fجويى بوديم عقل و دين باخته، ديوانهu200fرويى بو...
پیش از آنی که با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود ماه برکوی دل نمیتابید، خانه ام انتهای عالم بود
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 23:48
پیش از آنی که با غزل آیی، دفترم شوره زار ماتم بود ماه برکوی دل نمیتابید، خانه ام انتهای عالم بود کنج آیینهام نمی خندید برق سوسوی کوکب بختم بیسحرگاه خنده خیست، باغ بیباغ، قحط شبنم بود تا رسیدی خدا تبسم کرد، با عبور تو کوچه پیدا شد قبل از آنی که بگذری از دل، عطر در انحصار مریم بود محو شب
گفتي سلام، معجزهي طور شد لبم گفتم عليك و نورعلينور شد لبم*
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 23:48
گفتي سلام، معجزهي طور شد لبم گفتم عليك و نورعلينور شد لبم* يك جور تازه بود سلام و عليكمان يك جور ِ... نه، نپرس، كه بدجور شد لبم ميخواستم غزل بنويسم براي تو يك شاخه از سلاله ي انگور شد لبم اسم تو مثل لشكر چنگيز حمله كرد پُر همهمه شبيه نِشابور شد لبم يك پرده از شبانهي شيراز بودي و يك نغمه
ای نــاز تو تا نيــمــه ی پاييـــــز رسيــده! ای سرخ لبـت با مــی لبـــــريز رسيــده!
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 23:48
ای نــاز تو تا نيــمــه ی پاييـــــز رسيــده! ای سرخ لبـت با مــی لبـــــريز رسيــده! زلف تو هواخواه کدامين شب ابری ست کاين گونه پريشان و غــم انگيـز رسيــده زيبـــاتر از آنــی که رهـــايت کنــــم امــا دير آمـــــــده ای، دوره ی پرهيز رسيـده جــان و تــن مـن امـــت پيغمــبر دردنـــد بــر مـن
پا به پای کودکی هایم بیا کفشهایت را به پا کن تا به تا
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 23:48
پا به پای کودکی هایم بیاکفشهایت را به پا کن تا به تاقاه قاه_خنده ات را ساز کنباز هم با خنده ات اعجاز کنخاله بازی کن به رسم کودکیبا همان چادر نماز پولکیطعم چای و قوری گلدارمانلحظه های ناب بی تکرارمانمادری از جنس باران داشتیمدرکنارش خواب آسان داشتیمیا پدر،اسطوره ی دنیای ماقهرمان باور زیبای ماقصه های ه
از چشمِ خدا نم نم ، می ریزه رو تنِ سردم دوباره شب شده انگار ، پر از دلشوره و دردم
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 23:48
از چشمِ خدا نم نم ، می ریزه رو تنِ سردم دوباره شب شده انگار ، پر از دلشوره و دردم دوباره باز تکرارِ ، همون شبهای تکراری تماشا کردنِ رویا ، میونِ خواب و بیداری تمومِ دلخوشیم تا صبح ، مرورِ آرزوهامه تصور میکنم فردا ، همونجوری که میخوامه ولی انگار یه احساسی ، نمی خواد من دلم واشه حسادت میکنه وقتی ،
دلم میخواهد کسی را غیر من نبیند
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 23:48
دلم میخواهدکسی را غیر من نبیند صدایی جز صدایم نشنود دستی جز دستم نگیرد نامی جز نامم را به زبان نیاورد من میخواهم عشقم تمام و کمال از آن باشد... چشمانش نگاهش صدایش دستانش شانه هایش آغوشش و از همه مهتر قلبش... حتی وقتش محبتش توجهش میخواهم اسیرم باشد... دنیا بدانید عشق من برای من است من یک تار مویش را ...
امشب به خوابم بیا ! با خودت دو فنجان چای دارچین بیاور
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 23:48
امشب به خوابم بیا !با خودت دو فنجان چای دارچین بیاورمن خودم را به خواب می زنمگوشه ی تختم بنشینصدایم کناول اسمم را بگوبعد عزیزمبعد هم بگو باشد انگار که خوابیمن می رومبلند می شویبلند می شومدستم را دورِ کمرت حلقه می زنممی گویم بلاخره آمدی . .می گویی شک داشتی به آمدنم ؟می گویم گاهی . . مثلِ امشبنگاهم می
تن بده بر بوسه های آتشین
-
تاریخ: 1396/4/7 ساعت: 23:48
عشق وشهوت زاده یک مادرندهردوعصیان پیشه ورسواگرنددل سرای عشق ولب جای هوسبی هوس عشق است دربندقفسای بسا شبها لیلی درخفاخفته درآغوش مجنون بی صداشایدا لبهای شیرین هم دوصدبرلب فرهاد عاشق بوسه زدعشق ورزی راهوسبازی مخوانهرچه میخواهی درآغوشش بمانعشق وشهوت راجداکردن چرا؟عاشقی رابی صفاکردن چرا؟چون به جمع عاشقا...
بـــی همگــــان بســـــر شـــــود بی تـو بســـــر نمـــی شــــود
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 15:11
مولوی بـــی همگــــان بســـــر شـــــود بی تـو بســـــر نمـــی شــــود داغ تـــــو دارد ایــــن دلـــــم جــــای دگـــــــر نمــــی شـــود دیـــده عقــــل مســـت تــــو چـرخــــه چـــرخ پســـت تــــو گــــوش طـــرب بــــه دســت تــــو بــی تـــو بســـر نمی شود جـــان ز تــــو ج
دلتنگم و دیدار تو درمان من است بی رنگ رخت زمانه زندان من است
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 15:11
تمام سپاسم از آن کسی که به من نیاز نداشت اما فراموشم نکرد ( کوروش کبیر ) .آخرین پست :( یه حس خوب مثل دوست داشتن ) که آخرین پست بنده می باشد روی صحفه وبلا گ قرار میگیرد و بعد از این پست با وبلاگ .خدای خوب پروانه ها.تاریخ تولد وبلاگ :91/02/17کسی آمد که حرف عشقو با ما زددل ترسوی ما هم دل به دریا زدبه
آنکس که ترا دید و نخندید چو گل از جان و خرد تهیست مانند دهل
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 15:11
تمام سپاسم از آن کسی که به من نیاز نداشت اما فراموشم نکرد ( کوروش کبیر ) .آخرین پست :( یه حس خوب مثل دوست داشتن ) که آخرین پست بنده می باشد روی صحفه وبلا گ قرار میگیرد و بعد از این پست با وبلاگ .خدای خوب پروانه ها.تاریخ تولد وبلاگ :91/02/17کسی آمد که حرف عشقو با ما زددل ترسوی ما هم دل به دریا زدبه
اندر دل بی وفا غــم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 15:11
تمام سپاسم از آن کسی که به من نیاز نداشت اما فراموشم نکرد ( کوروش کبیر ) .آخرین پست :( یه حس خوب مثل دوست داشتن ) که آخرین پست بنده می باشد روی صحفه وبلا گ قرار میگیرد و بعد از این پست با وبلاگ .خدای خوب پروانه ها.تاریخ تولد وبلاگ :91/02/17کسی آمد که حرف عشقو با ما زددل ترسوی ما هم دل به دریا زدبه
یــار مرا غار مــرا عشق جگرخوار مرا یار تویی غـــار تویی خواجه نگهدار مر
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 15:11
مولانا شاعر بزرگ یــار مرا غار مــرا عشق جگرخوار مرا یار تویی غـــار تویی خواجه نگهدار مرا نوح تویی روح تــویی فاتح و مفتوح تـویی سینـــه مشــروح تــویی بـــر در اســرار مرا نـــور تـــویی سـور تــویی دولت منصور تـویی مـــرغ کـــه طــور تــویی خســته بــه منقار مرا قطـــره تویی بحــر تویی لطـف تــ
در عشق توام نصیحت و پند چه سود زهراب چشیده ام مرا قند چه سود
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 15:11
اندر دل بی وفا غم و ماتم باد آن را که وفا نیست ز عالم کم باد دیدی که مرا هیچ کسی یاد نکرد جز غم که هزار آفرین بر غم باد در عشق توام نصیحت و پند چه سود زهراب چشیده ام مرا قند چه سود گویند مرا که بند بر پاش نهید دیوانه دل است پام بر ب
موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چه
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 15:11
موی خود بر شانه میریزی شرابی خب که چهمست میرقصی در آیینه حسابـی خب که چه دختـــر ِ اربابـی و یک باغ نوبر مال توست کرده ای پنهان به پیراهن، گلابی خب که چه رویت آن سو میکنی ، تا باز می بینی مرا در قدم برداشتن ها می شتابی خب که چه مثل آهویی کــه گم کرده ست راه خانه اش اینچنین بی تاب و غ
بوی بهار می شنوم از صدای تو
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 15:11
بوی بهار می شنوم از صدای تونازکتر از گل است گل ِ گونه های تو ای در طنین نبض تو آهنگ قلب من ای بوی هر چه گل نفس آشنای تو ای صورت تو آیه و آیینه خدا حقا که هیچ نقص ندارد خدای تو صد کهکشان ستاره و هفت آسمان حریر آورده ام که فرش کنم زیر پای تو رنگین کمانی از نخ باران تنیده ام تا تاب هفت رنگ ببند
امروز، امير درِ ميخانه تويى تو فريادرسِ ناله ي مستانه تويى تو
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 15:11
امروز، امير درِ ميخانه تويى توفريادرسِ ناله ي مستانه تويى تو مرغ دلِ ما را، كه به كس رام نگردد آرام تويى، دام تويى، دانه تويى تو آن مهر درخشان، كه به هر صبح دهد تاب از روزنِ اين خانه به كاشانه تويى تو آن ورد، كه زاهد به همه شام و سحرگاه بشمارد با سبحه ي صد دانه تويى تو آن باده، كه شاهد به خر
هر شب من و دل تا سحر، در گوشه ي ويرانهu200fها داريم از ديوانگى، با يكدگر افسانهu200fها
-
تاریخ: 1396/3/15 ساعت: 15:11
هر شب من و دل تا سحر، در گوشه ي ويرانهu200fهاداريم از ديوانگى، با يكدگر افسانهu200fها اندر شمار بيدلان، در حلقه ي بىu200fحاصلان نى در حسابِ عاقلان، نى در خور فرزانهu200fها از مى زده سر جوشها، از پند بسته گوشها پيوسته با بىu200fهوشها، خو كرده با ديوانهu200fها از خانمان آوارهu200fها، در دو جهان بيكاره...
خواستنش از نخواستنش سخت تر میشود...
-
تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:50
از یک جایی به بعد...خواستنش از نخواستنش سخت تر میشود...به خواستنش که فکر میکنی...قلبت از زخم هایی که زده مچاله میشود...به خواستنش که فکر میکنی...یادِ شبهای دلتنگی بغض میکارد توی گلویت...به خواستنش که فکر میکنی...یادِ تنهایی و همه نیامدن هایش مثل پتک فرو می آید روی مغزت...به خواستنش که فکر میکنی...