دوستت دارم پریشان، شانه میخواهی چه کار؟ - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:50
دوستت دارم پریشان، شانه میخواهی چه کار؟ دام بگذاری اسیرم، دانه میخواهی چه کار؟ تا ابد دور تو میگردم، بسوزان عشق کن ای که شاعر سوختی، پروانه میخواهی چه کار؟ مُردم از بس شهر را گشتم یکی عاقل نبود راستی تو این همه دیوانه میخواهی چه کار؟ مثل من آواره شو از چاردیواری درآ! در دل من
قبل از آنی که کسی سر برسد ما نگاهی به دل خسته ی خود می کردیم - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:50
کاش می شد که به انگشت نخی می بستیم تا فراموش نگردد که هنوز انسانیم قبل از آنی که کسی سر برسد ما نگاهی به دل خسته ی خود می کردیم شاید این قفل به دست خود ما باز شود پیش از آنی که به پیمانه ی دل باده کنند همگی زنگ پیمانه ی دل می شستیم کاش درباور هر روزه مان جای تردید نمایان می شد و سوالی که چرا
من عاشق زمستان نیستم - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:50
تمام سپاسم از آن کسی که به من نیاز نداشت اما فراموشم نکرد ( کوروش کبیر ) .آخرین پست :( یه حس خوب مثل دوست داشتن ) که آخرین پست بنده می باشد روی صحفه وبلا گ قرار میگیرد و بعد از این پست با وبلاگ .خدای خوب پروانه ها.تاریخ تولد وبلاگ :91/02/17کسی آمد که حرف عشقو با ما زددل ترسوی ما هم دل به دریا زدبه
واسم راهی نذاشت بجز اینکه بشینمو منتظرش باشم - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:50
دیدی آخرشمرفت اون که میگفت تنهات نمیذارمرفت از پیشمبا اینکه میدونست خیلی دوسش دارمغم چشماموندیدو رفتو حالا منتظرش من هرشبو بیدارم تنها موندمآخه هیچکسی رو به جز اون که نداشتمنمیدونستمواسش فرقی نداشت که باشم یا نباشمبی خبر رفتوواسم راهی نذاشت بجز اینکه بشینمو منتظرش باشممنتظرش باشم.. اون میرفتونمیخواس
امشب تمام گذشته ام را ورق زدم پر از - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:50
هنوز نیمی از عمرم هم نمی گذرد امااحساس پیرزنی را دارم که به آخر رسیدهو هر روز و هر شب خسته تر از دیروز هایشبه پایان فکر می کند...!!! نمی دانم از کجا و چطور آمد این حسنمی دانم چرا ناامیدی تمام وجودم را تسخیر کردحتی نمی دانم چرا با هم نسل هایم فرق دارمواقـــــــــــــــــــعا نمی دانم اوج گرفتن های گا
گاهی مرا هم شعر کن گاهی بخوان چشم مرا - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:50
گاهی مرا هم شعر کن گاهی بخوان چشم مراگاهی برای این دلم یادی بکن از شعرهاچشم تو عاشق می کشد اینجا غزل بیچاره شد ای لیلیِ ناز آفرین مجنون تو دیوانه شد #محمد_عسگری برچسبها: ای لیلیِ ناز آفرین مجنون تو دیوانه شد
خیلی قلبمو شکست اما هنوزم هواشو دارم - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:50
. شبو تنهاییو گیتارو غمو این دل بیمارمو این حال ِ خرابممنو بیخوابیو بی تابیو دلتنگیو حسی که میده بی تو عذابمتو با یه گوشی ِ خاموشیو تو فاز فراموشیو من در به در توتو لبات خندونو تو چشم منه اشکه بیخیال کی به کیه فدای سر تو عشقم بعده تو چقد بده حالمبه دیوونگی رسید کارمولی باز هواتو دارمدنیا اون یه جا
معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:50
حضرت مولانا معشوقه به سامان شد تا باد چنین بادا کفرش همه ایمان شد تا باد چنین بادا ملکی که پریشان شد از شومی شیطان شد باز آن سلیمان شد تا باد چنین بادا یاری که دلم خستی در بر رخ ما بستی غمخواره یاران شد تا باد چنین بادا هم باده جدا خوردی هم عیش جدا کردی نک سرده ی مهمان شد تا باد چنین با
ای یوسف خوش نام مـا خوش میروی بر بام مــــا - تاریخ: 1396/3/14 ساعت: 19:50
شعر ای یوسف خوش نام مـا از مولانا ای یوسف خوش نام مـا خوش میروی بر بام مــــا ای درشکـــسته جــام مـا ای بــردریـــــده دام ما ای نــور مـا ای سور مـا ای دولت منصــور مـا جوشی بنه در شور ما تا میشود انگور ما ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما ای یــار مـــ